پیام سلامت

   

" هفته  سلامت  مبارک "

 غلبه  بر دیابت با اصلاح  سبک  رندگی امکان پذیر است.

رهایی در پی طلاق

10 / 10
از 1 کاربر

 

گلایل زن مطلقه 32 ساله با یک فرزند پسر بدلیل اعتیاد همسرش از وی جدا شده است. اگرچه گلایل اثرات مخرب طلاق را تجربه کرده است اما کارآمدی خود را بعنوان پاداش آزادی و رهایی از ازدواجش تعبیر می کند :

" یه زندگی سختی رو داشتم ، آزاد شدم ، اما بعد از طلاق رو پای خودم وایستادم بدون حمایت خانواده ، بدون حمایت مالی. ولی خب کار کردم خودم یه زندگی خیلی بهتری رو برای خودم سا ختم ، خودم زحمت کشیدم منت کسی هم روی دوش من نبود من آزاد شدم از سختی ها اما این آزادی طور دیگری معنی شد در اطرافیان ... "

طلاق یک فرایند است. اگر چه فرآیند طلاق و باورهای مرتبط با طلاق را به بستری برای  آزادی و رهایی تعبیر شده است اما هماره این آزادی به معنای شکوفایی معنی نمی شود تجارب زیسته اندکی پس از طلاق مصداق و شاهدی برای این دیدگاه است. بعبارت دیگر ، زنان مصمم به جدایی پیش از طلاق بر این باور اند که این پدیده یعنی " رهایی و آزاد شدن ". این زنان در پی گذر از فرآیند ، رهایی حاصل از طلاق را بگونه ای دیگر تجربه و درک می کنند.

طلاق به معنای رهایی و آزادی در بافتار فرهنگی-اجتماعی با بار منفی خود توصیف می شود. برخلاف زنانی که این رهایی را بستری برای رشد و شکوفایی عنوان می کنند بنظر می رسد این رهایی و آزادی یعنی گذشتن از محدوده های حریم و اقدام به رفتارهای خارج از محدوده نرم و هنجارهای جامعه. بطور مثال برقراری ارتباط با جنس مخالف ورای هنجار های اجتماعی ( عرف ) تعبیری است از مفهوم آزادی و رهایی بر گرفته  از طلاق.

  

نوشتن دیدگاه

نوشين :
7 0
یکشنبه 9 آذر 1393 فكر كنم زندگي با يك فرد معتاد او نقدر سخت هست حالا اگه امنيت جسمي ومالي هم نداشته باشي فكر كنم بهترين راه طلاق هست. البته هنوز هم طلاق در جامعه ما سياه هست وايراد از زن مي باشد بدون شنيدن ودانستن دليل فكر كنم اين اصلاح رو از خود من نوعي بايد شروع كنيم
یاور :
9 0
یکشنبه 9 آذر 1393 اگر به مکتب دکتر فرانکل - که به ان اشاره کرده اید - استناد کنیم و در ضمن بپذیریم که انسانها بر اساس کارهای دشوار ، انسانی و با هدف های والاییکه انجام داده اند عیار آدمیتشان مشخص می شود و در هنگام پیری به همین معدود کارهای خود میبالند و دلخوش اند، باید بپذیریم که تلاش این خانم برای کمک به همسرش ، اگرچه رنج اور ، می توانست باعث اعتلای روحی او و پر بار تر کردن کارنامه زندگانی او گردد و طلاق او را از این فرصت محروم کرد. مادر ترزا می تواند الگوی معروف همین بحث باشد. گشودن درهای محبت و ایثار و کمک به کسی که روزگاری او را شریک زندگی خود می پنداشتیم ، می تواند معنی زندگی و یک فرصت برای رستگاری آدمها باشد.
پاسخ به یاور :
6 0
آقای یاور . سپاس از تحلیل ارزشمند شما.
محمود شمس :
1 0
دوشنبه 3 فروردین 1394 دیدگاه آقای یاور در این زمینه ، زیبا و معنوی و اخلاقی ست و اندیشه ای برتر ، اما باید توجه داشت ، برای وارد شدن به فعالیت عاشقانه ی این گونه باید به دانش جامع ، مسلح و مسلط بود ، دست کم در حد جامعی از حداقل ها ... و در دانش روان شناسی با آگاهی بیش تر ... که نتیجه اش می تواند زیبا باشد ... اما آقای یاور بر اساس تفکر سیستمی که در بحث دیگرمان از آن نام بردید ، در جوامع متمدن تر و تکامل یافته تر ، بخش اصلی این مسوولیت را جامعه به عهده می گیرد ... چه در پیشگیری ، و چه در درمان ...
یاور :
2 0
ﺳﻪشنبه 11 فروردین 1394 اقای شمس عزیز! درست می گوئید! ولی فراموش نکنیم که مغناطیس عشق،آدمی را دگرگون می سازد و مسلح ومسلطش میکند. مولوی در این رابطه می گوید : " کاملان از دور نامت بشنوند / تا به قعر باد و بودت در دوند / بلکه پیش از زادن تو سالها / دیده باشندت ترا با حالها "
* نام
   ایمیل
* متن